![]() |
![]() |
|
| ازت متنفرم میدونستی؟ |
|
الهي كه چشمات به راهي بمونه فقط جغد شومي رو بومت بخونه الهي كه دستات بشه تشنه ي گل نَمونه تو سختي برا تو تحمل به ياد روزگاري كه تنها بموني فقط وقت مرگ قدرمو بدوني الهي تو غربت يه عمري بسوزي آخ به شيب جاده همش چشم بدوزي الهي كه شبات بشه بي ستاره خمير خيالت بشه پاره پاره يكي هم نباشه حالتو بپرسه بميري، بپوسي توي غم و غصه در آرزوهات بشه قفل و بسته بخشكن همه گلاتون دسته دسته الهي به بستر بيفته عزيزت پس از مرگ يارت بيادش طبيبت تو اوني كه هر جا قدم بر ميداري هميشه به روي دلي پا ميذاري نخواستي بدوني تو قدر دلم رو چه آسوده شكستي دب قابلم رو خدا شاهدم بود كه دل داده بودم اميد به عشق من ساده بودم |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 4:41 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
نفرين به عشق به عاشقي نفرين به بخت و سرنوشت به اون نگاه كه عشق تو تو سر نوشت من نوشت نفرين به من نفرين به تو نفرين به عشق من و تو به ساده بودن منو به اون دل سياه تو |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 4:39 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
زيادي خوبي كردم رفتي نموندي با ما (حيف اون همه خوبي كه تو لياقتشو نداشتي) آخر خط رسيده دوسم نداري حالا (نداري كه نداري منم دوستت ندارم) با رقيبم نشستي گفتي همين كه هستي (خيلي پررو بازي كردي) رفتي و بي تفاوت دل منو شكستي (دلم اون موقع شكسته نه الان) خيال مي كردي هيج وقت دست تو رو نميشه (خيلي خوش خيالي) بازي ديگه تمومه برو واسه هميشه (برو كه مي خوام نباشي) يه روزي بر مي گردي وقتي خيلي ديره (منتظر اون روزم تا بهت بخندم) خيال كردي قلبم بدون تو مي ميره (خيالاي محال به سرت نزنه) دلم گرفته از تو حرفاي شيرين نزن (اصلا حرف نزن ) تو اين بازي كوتاه نه تو ميموني نه من ( هم تو ميري هم من ميرم پي كارم) يه روزي بر مي گردي وقتي خيلي ديره خيال كردي قلبم بدون تو مي ميره (اون تو پرانتزي ها رو خودم نوشتم) |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 4:38 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
با تو عاشقونه بودم پس چرا حسرت يك روز عشق به دلم مونده؟ با تو شاهنامه بودم نه يه غزل. با تو رودخونه بودم نه يه قنات. يه روزي من و تو بوديم حالا من موندمو يه دل پر از كينه از تو. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 4:37 توسط یک دختر به نام رها |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 4:35 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
دل از همه بريده ام دگر به ياد من ميا مرا از ياد خود ببر دگر به خانه ام ميا كبوتر اميد تو ز بام خانه ام گريخت اسير چنگ باد شد دگر به بام من ميا مرا به حال خود گذار برو كنار من ميا دگر به ياد من ميا |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 4:31 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
برو برو كه مثل تو زياده تو دنيا واسم برو برو ولي بدون كه تا ابد جايي نداري تو دلم زدم به سيم آخرو گفتم ولش كن بي خيال اون واسه تو يار نميشه بي خيال اين عشق محال گفتم توي مرام ما منت كشي نيست با مرام مي خواد بره خوب به درك هميني كه ختم كلام |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم مرداد 1385ساعت 2:37 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
دست تو ،تو دست من بود دلت اما جايي ديگه تو خودت خبر نداري اما چشمات اينو ميگه مدتي بود حس مي كردم كه دلت يه جا اسيره پشت پا زدي به بختت كي واست جز من ميميره تو ميگي يه وقتو گاهي پيش مياد يه اشتباهي نه ديگه ،ديگه نميشه واسه تو نمونده راهي ديگه ديدنم محاله ،ديگه برگشتن خياله سزاي كارِت همينه دلم از نگات بيزاره تو ميگي يه وقتو گاهي پيش مياد يه اشتباهي نه ديگه ،ديگه نميشه واسه تو نمونده راهي |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم مرداد 1385ساعت 2:33 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
قبل از اينكه خيلي بد شه بهش بگو از اين جا رد شه بره حاليش شه عاشق كجا و حرفاي نيش دار اونم اون نيشا پيشش كم ميارن افعي ومار عاشقي همين دو حرفه:دل سپردن،مهربوني برسي اونجا كه ديگه نتوني تنها بموني برسي جايي كه هيش كي تو رو خون جگر نمي خواد عاشقي يعني كه آدم تو محبت كم نياره هر كي هم جفا كنه باش اون به ابروش خم نياره همه ي حقيقت اينه اينكه مثل آينه باشي خوب باشي با هر كي خوبه تا مي توني بد نباشي |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم مرداد 1385ساعت 2:31 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
سرزميني به نام محبت، رودي به نام وفا،آبشاري به نام وداع. چرا نميخواي بفهمي من و تو به اينجا(وداع) رسيديم دوست داشتن كسي كه سزاوار دوستي نيست،اسراف در محبت است. اشتباهي كه همه ي عمر از آن پشيمانم اعتمادي است كه بر مردم عالم كردم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم مرداد 1385ساعت 2:29 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام به همه کساني که بهم سر ميزنن.
ميخوام بعضي از سوالاتونو اينجا جواب بدم.اول:بعضي ها ميپرسن که تنفر من هنوز کمي عشق هست.جوابش:منم بايد بگم نه.اينجوري هم نيست قبول دارم روزي دوستش داشتم عاشقش بودم ولي الان فقط تنها چيزي که ازش باقي مونده تنفره و هيچوقت به عشق دوباره منتهي نميشه. دوم:بعضي ها هم ميگن با رفتن اون من دختري شکسته شدم يا تو روحيه ام تاثير گذاشته.اينم جوابش نه هست ميتونيد از کساني که دوروبرم هستن بپرسيد دختري هستم که خيلي شوخي ميکنم (البته به جا) و شيطنت هاي خودمم دارم.شايد براي شما سوال پيش بياد که عاشقش نبودم چون تو روحيه ام تاثيري نداشته اينم بايد بگم که چرا عاشقش بودم خيلي هم دوستش داشتم تا حدي که هيچ پسر ديگه اي رو به اندازه اون قبول نداشتم و بعد از اينکه منو شکست خيلي گوشه گير و منزوي شدم ولي خيلي سريع خودمو پيدا کردم مخصوصا از وقتي که اين وبلاگ رو مينويسم غير از خصوصيات شخصي اگه سوال ديگه اي بود ميتونيد بپرسيد مطمئن باشيد جوابتونو ميدم. من با تبادل لينک هم موافقم هر کي دوست داشت ميتونه وبم رو لينک کنه و بهم بگه تا منم لينکش رو با کمال ميل بذارم. بازم ازتون تشکر ميکنم که بهم سر ميزنيد و نظر ميديد. اميدوارم هيچوقت دلتون نشکنه و از عشق خالي نشه. با تشکر فراوان.يــک دختــر. |
| پیوندهای روزانه |
|
طرفداران مصطفی یگانه و شهرام یوسفی عکس اسطوره هاي سينما Nest Of Ha 2 مدرسه ما(بردیا) آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|