![]() |
![]() |
|
| ازت متنفرم میدونستی؟ |
|
با عرض سلام خدمت دوستان عزيز.
اين پست رو اپ کردم تا از شما دوستاي خوب تشکر کنم که واقعا با نظراتون داريد منو شرمنده ميکنيد. و غير از اينکه دوستان لطف ميکنن خواهر و برادر عزيزم هم به من محبت دارن.تو اين چند وقت من اونا رو خيلي اذيت کردم اميدوارم که منو بخشيده باشن و از دستم دلخور نباشن. راستي يکي از دوستان هم زحمت کشيده و برام يه شعر پيدا کرده که به قول خودش خوراک خودمه: زحمت اين شعرو آقا برديا(از وبلاگ مدرسه ما)کشيدن. الهي تو بميري من نميرم آقا برديا تشکر.خيلي خيلي ازت ممنونم.اميدوارم هرچه زودتر مشکل سيستمت هم حل بشه. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 0:41 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
يه شعر هم مينويسم که خيلي وقت نيست خودم سرودم
ولي اگه عيبهاشو بگيريد ممنون ميشم چون دوست دارم نظر واقعيتونو بدونم. دارم ميخونم از چشات حالا يه شعر گفتن اين همه پُز دادن نداره ولي به قول خواهر مهربونم من لــوسمممممممممممممممم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 0:40 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
ميگفتي عاشقم بودي عزيزتر از چشات بودم
منم از روس سادگي عاشق و چش برات بودم اما يه روزي بي خبر من اومدم سراغ تو اون موقع تازه فهميدم چه خبره تو باغ تو ديگه نگو دوست دارم اگه تو دوست داشتي منو دروغ نميگفتي بهم تنها نميذاشتي منو موندنم فايده نداره از قديم گفتن هميشه که يه دست صدا نداره با يه گل بهار نميشه بهم نگو عاشقتم تو رو ميخوام تو رو ميخوام اگه تو عاشقم بودي هرگز نميکردي رهام بازم دروغ بازم دروغ دروغ نگو ديگه بهم حقيقت دل تو رو چشات داره ميگه بهم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 0:38 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
ميگفتي عاشقم بودي عزيزتر از چشات بودم
منم از روس سادگي عاشق و چش برات بودم اما يه روزي بي خبر من اومدم سراغ تو اون موقع تازه فهميدم چه خبره تو باغ تو ديگه نگو دوست دارم اگه تو دوست داشتي منو دروغ نميگفتي بهم تنها نميذاشتي منو موندنم فايده نداره از قديم گفتن هميشه که يه دست صدا نداره با يه گل بهار نميشه بهم نگو عاشقتم تو رو ميخوام تو رو ميخوام اگه تو عاشقم بودي هرگز نميکردي رهام بازم دروغ بازم دروغ دروغ نگو ديگه بهم حقيقت دل تو رو چشات داره ميگه بهم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 0:38 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
يه عمري دلو سوزوندي يه بار هم خوبي نكردي
خدا كنه بري و هيچ موقع بر نگردي حرفي نزن دروغات نه، باورم نميشه از عشق بچه گونم پشيمونم هميشه ديگه بسه بي احساس چي از جونم تو ميخواي يه روز ميگي ميموني يه روز ميري نمياي دلت ميخواد شب و روز جلو چشت بميرم كاش به روزم بيفتي بد بختيتو ببينم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 0:26 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
فهميدي من دوست دارم ، گربه داري ميرقصوني |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 0:25 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
سلام بر دوستان گل که منو تنها نذاشتن.و يه سلام مخصوص به ..... گلم.
از همه اونايي که اومدن سر زدن و راهنماييم کردن ممنونم. اون روز که من اون قسمتو اپ کردم خيــــــــــــــلي عصباني بودم. (آخه صبرم حدي داشت)وقتي اپ کردم يکم آروم شدم ولي وقتي نظراي زيباتونو ميديم از عصبانيتم کم ميشد.از همتون تشکر ميکنم. اين پست هم فقط بخاطر شماها اپ شد. ماه محرو رو به شما دوستان عزیز تسلیت میگم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 21:17 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
دردانه دلم
بودي که بودي تنها بهانه ام بودي که بودي پر ازآرامش پر از آسايش پر از عشق بودي که بودي ماندگار ؟ خوش کردار؟ وفادار؟ بودي؟ . . . نبودي! نبودي! نبودي! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 21:16 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 21:16 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
فکر کنم آخر راهه؛ با تو موندن اشتباهه
دارم از نفس ميوفتم؛ مگه عاشقي گناهه؟ ديگه از تو نمي خونم اي قشنگ ترين گناهم ديگه با تو نمي مونم اي تموم اشتباهم حالا دنبال يه بيتم؛ برسونه نفرتم رو دنبال چيزي که باشه؛ تنها راه دوري از تو منم و يه جاده تا صبح؛ منم و راهي به فردا حالا که از تو بريدم تو مي موني تک و تنها پشت سر نگاهي بنداز؛ مي بيني تنها نموندم مي بيني که باختي و من اين دفعه ديگه بَرندم آره!بي معرفتم من؛ اين ديگه عجب نداره ياد گرفتم از تو اين رو؛ هرچي گفتي بگم آره! بخدا آخر راهه؛ از تو خوندن يه گناهه خود اين شعري که مي گم بدتر از هر اشتباهه آخ فقط خدا مي دونه که چقدر ازت بيزارم چرا باز با تو بمونم وقتي که دوست ندارم؟ زندگيمو پاي عشقت دادم و هستيمو باختم توي هر غم يا تو غصه با دل سنگ تو ساختم ديگه هيچ راهي واست نيست؛ برو چون تورو شناختم نمي خوام حتي يه بارم فکر کني دل به تو باختم تو وجودم نفرت از تو؛ يکمي هم بي قرارم گرچه شايد اين دروغه ولي من دوست ندارم خاطراتت از تو باقي, عشق تو رفته از ياد هميشه توي يه فکرم "روزگاره رفته بر باد" ديگه از تو نمي خونم اي قشنگ ترين گناهم دارم از تو دل مي بٌُرم؛ تو نگو در اشتباهم! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 21:12 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
گمان کردم که با من همدم و هم دين و هم دردي
به مردي به تو دلبستم ندانستم که نامردي
فردا روز محاكمه ي توست اعدام يا حبس ابد جزييات جنايت معلوم نيست اما اثر انگشت تو رو روي قلب شكسته ام پيدا شده است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 21:11 توسط یک دختر به نام رها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام به همه کساني که بهم سر ميزنن.
ميخوام بعضي از سوالاتونو اينجا جواب بدم.اول:بعضي ها ميپرسن که تنفر من هنوز کمي عشق هست.جوابش:منم بايد بگم نه.اينجوري هم نيست قبول دارم روزي دوستش داشتم عاشقش بودم ولي الان فقط تنها چيزي که ازش باقي مونده تنفره و هيچوقت به عشق دوباره منتهي نميشه. دوم:بعضي ها هم ميگن با رفتن اون من دختري شکسته شدم يا تو روحيه ام تاثير گذاشته.اينم جوابش نه هست ميتونيد از کساني که دوروبرم هستن بپرسيد دختري هستم که خيلي شوخي ميکنم (البته به جا) و شيطنت هاي خودمم دارم.شايد براي شما سوال پيش بياد که عاشقش نبودم چون تو روحيه ام تاثيري نداشته اينم بايد بگم که چرا عاشقش بودم خيلي هم دوستش داشتم تا حدي که هيچ پسر ديگه اي رو به اندازه اون قبول نداشتم و بعد از اينکه منو شکست خيلي گوشه گير و منزوي شدم ولي خيلي سريع خودمو پيدا کردم مخصوصا از وقتي که اين وبلاگ رو مينويسم غير از خصوصيات شخصي اگه سوال ديگه اي بود ميتونيد بپرسيد مطمئن باشيد جوابتونو ميدم. من با تبادل لينک هم موافقم هر کي دوست داشت ميتونه وبم رو لينک کنه و بهم بگه تا منم لينکش رو با کمال ميل بذارم. بازم ازتون تشکر ميکنم که بهم سر ميزنيد و نظر ميديد. اميدوارم هيچوقت دلتون نشکنه و از عشق خالي نشه. با تشکر فراوان.يــک دختــر. |
| پیوندهای روزانه |
|
طرفداران مصطفی یگانه و شهرام یوسفی عکس اسطوره هاي سينما Nest Of Ha 2 مدرسه ما(بردیا) آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|